الفيض الكاشاني
90
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
آن شود و از آن كار شادمان است و گمان كند كه در راه دين مىكوشد در حالى كه در پيروى از شيطان تلاش مىكند . يكى از اين گونه افراد را مىبينى كه نسبت به طرفدارى از على ( ع ) تعصّب مىورزد ، در حالى كه از نمونههاى زهد على ( ع ) و سيرهء آن حضرت يكى آن است كه در زمان خلافتش جامهاى مىپوشيد كه آن را به سه درهم خريده و آستينهايش تا آرنج پاره بود ، و فاسق حرير پوش را مىبينى كه خود را به اموال از حرام به دست آمده مىآرايد و نسبت به على ( ع ) ادّعاى دوستى مىكند ، در حالى كه على ( ع ) روز قيامت نخستين دشمن اوست . كاش مىدانستم اگر كسى فرزند عزيز كس ديگرى را كه نور چشم و حيات قلب پدر است بگيرد ، او را بزند و موى بدنش را بكند و قطعه قطعهاش كند و با اين حال با پدر آن فرزند ادّعاى دوستى داشته باشد در نظر پدر چه وضعى خواهد داشت ! روشن است كه دين و شريعت در نظر على ( ع ) از خاندان و فرزندان بلكه از جان خودش عزيزتر است و آنها كه مرتكب گناهان مىشوند دين را از طريق ارضاى شهوات قطعه قطعه مىكند و در نتيجه ابليس كه دشمن خدا و دوستان خداست دوستى مىكنند . پس ببين حال آنها در روز قيامت در محضر على ( ع ) و دوستان خداى متعال چگونه خواهد بود . بلكه اگر پرده كنار رود و اينان بدانند چگونه نسبت به اولياى خدا در ميان امّت محمد ( ص ) مرتكب خيانت شدهاند با توّجه به كارهاى زشت خود شرم خواهند داشت كه ياد آن بزرگواران را بر زبان آورند آنگاه شيطان در خيال آنها مىاندازد كه هركس با دوستى على ( ع ) بميرد آتش پيرامون او نگردد در حالى كه هركس ادّعاى پيروى از مذهب امامى كند و به راه او نرود ، آن امام دشمن اوست ، زيرا به او مىگويد : مذهب من عمل بود نه سخن گفتن با زبان و سخن گفتن براى عمل كردن است نه براى ياوه گويى پس چرا در عمل و راه و روشى كه پيمودم و به سوى خدا حركت كردم با من مخالفت كردى و به دروغ مذهبم را ادعّا كردى » . مىگويم : از جمله رواياتى كه از طريق شيعه در اين مورد وارد شده ، روايتى